بسیار سفر باید :سفر کردن انسان‌ها را فروتن می‌کند زیرا در سفر است که شما پهناور بودن جهان و عظیم بودن همه آنچه در آن زندگی میکنید را کشف می‌کنید.

آرامگاه حافظ شیرازی

آرامگاه ها تاریخ : ۱۳۹۷/۰۸/۱۰ 116 بازدید
معروف‌ترین و پرطرفدارترین جای دیدنی شیراز آرامگاه حافظ است. جایی که در اطرافش، محوطه و باغ دل انگیزی هم دارد. بنای آرامگاه مربوط به سال ۱۳۱۵ و برگرفته از معماری دوره هخامنشی و زندیه است و در بیشتر مواقع سال تقریبا درآن جای سوزن انداختن نیست. در اطراف آرامگاه فالوده فروشی‌های زیادی هم هست که نباید از خیرشان گذشت.
آدرس: میدان آزادی معروف به فلکه گاز شیراز تلفن : 071-2284552

ساختار بنای آرامگاه حافظ

بنای اصلی آرامگاه حافظ از آثار کریم خان زند و مربوط به سال 1187 هجری می باشد. بنای اولیه دارای ایوانی با چهار ستون سنگی در وسط بوده که از جانب شمال و جنوب محل عبور داشته و در دو سمت آن دو اطاق بنا کرده بودند.قبر حافظ خارج از این بنا و در وسط قبرستان پشت آن قرار داشت. در دوره های بعدی نرده آهنی در اطراف قبر گذارده بودند که صورت مناسبی نداشت. بارگاه حافظ بین سالهای 1314 تا 1317 ه.ش بارگاه حافظ به صورتی که اکنون موجود است درآمد. سنگ حوضهای ابنیه کریم خانی که جهت ادامه خیابان زند شیراز خراب گردید به محوطه آرامگاه منتقل و در حوضهای آنجا به کار رفت .با حفظ چهار ستون اصلی بنای قدیمی 16 ستون یکپارچه سنگی نظیر آنها تهیه نمودند و ایوان بزرگ بیست ستونی کنونی را به طول 56 متر با تزئینات نقاشی و گچ بری و کاشی کاری تماما به سبک قدیم و اصیل شیراز ایجاد کردند. اشعاری از حافظ در محل های وسط ایوان بزرگ در باغ دوم ایجاد گردید و سنگ قبر قدیم در محل اصلی خود محفوظ ماند. آرامگاه اهلی شیرازی که در سال 924 هجری وفات یافته است و مزار مرحوم فرصت الدوله شیرازی که در سال1339 هجری فوت نمود در پایین آرامگاه حافظ قرار دارد.

تاریخچه پر فراز و نشیب آرامگاه حافظ

آرامگاهی که امروز پیش روی ماست در طول تاریخ تغییرات فراوانی را به خود دیده است که در ادامه به آنها می پردازیم: برای اولین بار چه کسی برای حافظ آرامگاه ساخت؟ پس از مرگ این شاعر بزرگوار تا 65 سال، هیچ بنایی بر فراز مقبره وی بنا نشد تا اینکه در سال ۸۵۶ هجری قمری مصادف با ۱۴۵۲ میلادی، شخصی به نام محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی (حاکم فارس) برای اولین بار تصمیم گرفت یادبودی را برای وی بنا نهد. او عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ ساخت و در جلوی آن حوض بزرگی تعبیه کرد تا آب از رکن آباد که منبع آب شیراز به شمار می رفت، به آن بریزد. تغییراتی در دوره صفویان و افشاریان در اوایل قرن یازدهم هجری قمری و همزمان با سلطنت شاه عباس صفوی، مرمت هایی در بنا صورت گرفت و سپس 350 سال پس از وفات حافظ، نادرشاه افشار دستور مرمت آرامگاه وی را صادر کرد. احداث آرامگاه شکوهمند در دوران زندیه در سال 1187 هجری قمری، کریم خان زند بر شکوه بنای آرامگاه افزود و در جلوی مقبره حافظ، بارگاهی به سبک بناهای مورد پسند خود ساخت. این بارگاه، تالاری با چهار ستون سنگی یکپارچه و بلند بود که درگاه آن در شمال و جنوب قرار داشت و در دو سوی آن، دو اتاق نیز بنا شده بود. وی در جلوی این بنا یک باغ نیز بنا کرد و سنگی مرمرین را بر روی مقبره نهاد که امروز نیز در همان جا وجود دارد و در ادامه به صورت مفصل به شرح آن خواهیم پرداخت.
دوره قاجار | یک زرتشتی برای حافظ مقبره می سازد پس از کریم خان زند تا زمان قاجار تغییراتی در بنا داده نشد تا اینکه در سال ۱۲۳۵ خورشیدی، ابوالفتح میرزا مویدالدوله (تهماسب میرزا)، حاکم فارس، آن را تعمیر و مرمت کرد. پس از وی در سال ۱۲۵۷ خورشیدی، فرهاد میرزا معتمدالدوله، فرمانروای فارس، کوشکی چوبی پیرامون مقبره حافظ، ساخت به گونه ای که آن را در بر می گرفت. ولی یكی از سادات متظاهر وقت، به جرم آنكه چرا یک شخص زرتشتی (گبر) می‌خواهد قبر حافظ را بسازد، آن بنا را خراب كرد و جلوی کار شخص بانی را گرفت. سپس در سال ۱۲۷۸ خورشیدی، شخصی به نام ملا شاه جهان زرتشتی (اردشیر) به واسطه علاقه اش به حضرت حافظ، بر سر مزار وی حاضر می شود و تفالی به دیوان وی می زند. غزل با ابیات زیر آغاز می شود: ای صبا با ساكنان شهر یزد از ما بگو        كای سر حق ناشناسان گوی میدان شما گرچه دوریم از بساط قرب همت دور نیست      بنده شاه شماییم و ثنا خوان شما او از این شعر خوشش می آید و تصمیم به احداث بقعه و بارگاه مجللی بر روی مزار این شاعر بزرگوار می گیرد. وی شروع به کار می کند و قسمتی از کار را پیش می برد؛ اما سید علی اکبر فال اسیری (از عالمان و سیاستمداران عصر قاجار) به دلیل زرتشتی بودن اردشیر، بنای ساخته شده توسط وی را تخریب می کند. با کمی دقت متوجه شکستگی هایی در سنگ می شویم که آثار تخریب بنا و افتادن چوب بست ها روی سنگ قبر هستند. نقل است که در آخر این ماجرا، این عالم عصایش را به قبر حافظ می کوبد و می‌گوید:
درویش می‌خواستند تو را نجس كنند، نگذاشتم!
بنای آرامگاه تا سال 1280 خورشیدی به صورت مخروبه باقی ماند تا اینکه شاهزاده ملک منصور، ملقب به شعاع السلطنه، حاکم فارس، با همکاری علی اکبر مزین الدوله (استادِ کمال الملک)، کوشکی آهنی را بر روی آرامگاه قرار دارد و کتیبه ای بر روی آن نصب کرد.
دوره پهلوی | مقبره حافظ به شکل امروزی در می آید در سال 1310 خورشیدی اعظم بهرامی -استاندار فارس- سردر سنگی و بزرگی بر دیوار جنوبی حافظیه نهاد و کارهایی را برای آبادانی باغ آن انجام داد. وی همچنین خیابانی در جلوی آرامگاه به نام خرابات احداث کرد که بعدها به گلستان تغییر نام داد. در سال 1314 خورشیدی سرهنگ علی ریاضی -رییس فرهنگ فارس- با همکاری علی اصغر حکمت -وزیر فرهنگ وقت- و نظارت علی سامی -نویسنده، باستان‌شناس و رییس موسسه باستان‌شناسی تخت جمشید- برای بازسازی و مرمت این بنا تلاش کردند. آنها برای این کار از طراحی آندره گدار فرانسوی استفاده کردند و از عناصر معماری عهد کریم خان زند، الهام گرفتند. در سال 1315، علی اصغر حکمت، اجرای این طرح را با همکاری علی سامی آغاز کرد و ساخت بنای کنونی حافظیه در سال 1316 به پایان رسید. بر طبق این طرح، چهار ستون وسط تالار -که متعلق به زمان زندیه بود- را از دو طرف امتداد دادند. آنها با این کار حافظیه را به دو محوطه، شامل باغ در جنوب تالار و آرامگاه در شمال آن تقسیم کردند. عمارت قدیمی کریم خان زند به تالاری با ۵۶ متر طول تبدیل شد که ۲۰ ستون سنگی آن را برافراشته نگاه می داشت. چهار ستون کریم خانی در میان این ستون ها به شکل قبلی باقی ماند و ۱۶ ستون دیگر به صورت دو تکه در سال ۱۳۱۵ خورشیدی ساخته و نصب شد.

جمهوری اسلامی ایران

اولین مرمت و بازسازی جدی بنای حافظیه به سال 1386 مربوط می شود که در طی آن، کارهایی همچون تمیز کردن سطح مسی روی گنبد، مرمت بخش های خراب ساختمان های اطراف و همچنین متصل کردن مقبره‌ها و باغ های اطراف به مجموعه صورت گرفت.

حقایق جالب درباره آرامگاه حافظ؛ جادوی معماری آندره گدار

طراح حافظیه، معمار فرانسوی به نام آندره گدار است، گدار از شرق‌شناسان بزرگ است که علاقه خاصی به فرهنگ و هنر ایران دارد. گدار ۳۲ سال در ایران اقامت داشت و خدمت زیادی به فرهنگ و هنر این مملکت کرد. علاقه به ایران و معماری شرق باعث شد این باستان‌شناس در سال ۱۹۲۸ به استخدام دولت ایران دربیاید و در ساختمان موزه‌ی ایران باستان و موزه‌ی دانشگاه تهران، مشغول به فعالیت شود. او در دوره‌ای که مدیریت اداره‌ی باستان‌شناسی ایران را بر عهده داشت، موفق شد آثار تاریخی بسیاری را از مناطق مختلف جمع‌آوری و ترمیم و فهرستی از آثار ملی ایرانی را تنظیم کند. سه تپه‌ی تاریخی «سلیمان تپه»، «زیرز» و «مازیر» از نخستین آثار ملی ایران بودند که توسط این معمار فرانسوی در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیدند. طراحی اولیه مقبره حافظ به سال ۸۵۶ هجری قمری بازمی‌گردد. حدود ۶۵ سال پس از فوت حافظ، شمس‌الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی، حاکم فارس امارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و حوض بزرگی در روبه روی مقبره بنا کرد. مقبره حافظ در زمان حکومت شاه‌عباس صفوی مرمت شد و بار دیگر در دوره افشاریه توسط نادرشاه افشار مرمت شد. در دوره زندیه، کریم‌خان زند سبک معماری مقبره را به‌کل تغییر داد و بارگاهی به سبک بناهای خود ساخت و بر تربت حافظ سنگی از مرمر گذاشت. بعد از کریم‌خان زند در سال ۱۲۳۵ هجری شمسی، «ابوالفتح میرزا مؤید الدوله» حکمران فارس، حافظیه را بار دیگر مرمت کرد و در سال ۱۲۵۷ هجری شمسی فرهاد میرزا معتمدالدوله فرمانروای فارس در اطراف مقبره حافظ، کوشکی چوبی ساخت. در سال ۱۲۷۸ هجری شمسی اردشیر بار دیگر بارگاه را مرمت کرد و بر فراز آن کوشکی دیگر بنا کرد، اما سید علی‌اکبر فال اسیری به دلیل زرتشتی بودن اردشیر، بنای مرمت‌شده را ویران کرد. بنای ویران‌شده در سال ۱۲۸۰ هجری شمسی بار دیگر مرمت شد و شاهزاده ملک منصور کوشکی آهنین بر فراز مقبره ساخت. در سال ۱۳۱۱ شمسی فرج‌الله بهرامی نیز تعمیراتی اساسی در باغ، آرامگاه و دیوارهای اطراف آن انجام می‌دهد. پایه‌ها و اساس بنای امروزی حافظیه به دوره مظفریان برمی‌گردد، در سال ۱۳۱۶ شمسی به دستور رضا پهلوی و با طرح آندره گدار با حفظ ۴ ستون به شکل امروزی تجدید بنا شد. همچنین در جنوب آن، باغ و نارنجستان زیبایی با ۲ حوض مستطیل ساخته شد. آرامگاه حافظ در مقابل یکی از شلوغ‌ترین و پررفت‌وآمد ترین خیابان‌های شیراز قرار گرفته و نمای آرامگاه از خیابان مذکور قابل مشاهده نیست. این خیابان نماد اسارت در جهان صنعتی و مدرن است؛ اگرچه نمی‌توان از طریق آن، آرامگاه حافظ را که نماد افکار و اندیشه‌های عرفانی اوست را تماشا کرد. بخش جنوبی حافظیه نمادی از دنیای مادی ما انسان‌ها است. هر چه به آرامگاه نزدیک‌تر می‌شویم از بندهای نفسانی و هوا و هوس آزاد می‌شویم و با بالا رفتن از ایوان به معراج الهی می‌رسیم. بخش شمالی آرامگاه نماد ملکوت است. این بخش ۸ درب ورودی و خروجی دارد و آرامگاه هم ۸ ستون سنگی دارد که از دوره مظفریان تا امروز دست‌نخورده باقی‌مانده است. عدد ۸ درواقع نماد قرن هشتم است که حافظ در آن قرن زندگی می‌کرده است، و می‌توان این ۸ را نمادی از ۸ درب بهشت هم دانست. نمای بیرونی گنبد نمادی است از آسمان، این نما شبیه به کلاه درویشان، ترک است. رنگ‌های استفاده‌شده در داخل گنبد عبارت است از آبی فیروزه‌ای، سرخ ارغوانی، سیاه‌وسفید و قهوه‌ای سوخته. سنگ مزار حافظ در ارتفاع یک متری از سطح زمین قرار دارد و به‌وسیله پنج ردیف پلکان مدور احاطه شده است. بر فراز این بارگاه، گنبدی مسی به شکل کلاه دراویش بر روی هشت ستون قرار دارد که ارتفاع آن به ۱۰ متر می‌رسد، داخل و بیرون بنا با کاشی هفت‌رنگ معرق تزئین شده است. کنسرت‌های بزرگی در محیط حافظیه برگزار شده است که ازجمله آن‌ها می‌توان به کنسرت محمدرضا شجریان در سال‌های ۱۳۴۲ و ۱۳۷۰ و کنسرت استاد ناظری اشاره کرد. آرامگاه خواجه شمس‌الدین محمد حافظ شیرازی، در سال ۱۳۵۴ توسط وزارت فرهنگ و هنر با شماره ۱۰۰۹ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.
حافظیه، حالتان را خوب می کند… شاید از نظر برخی، حافظیه تنها مقبره ای زیبا باشد که شاعری بزرگ را در قلب خود جای داده است؛ اما وقتی در فضای آن قرار می گیرید حال و هوایی متفاوت پیدا می کنید و حداقل یکی از کارهای زیر را انجام می دهید: غرق در دنیای شعر می شوید با قدم گذاشتن به مجموعه حافظیه، حتا اگر از شعر و ادبیات نیز ذره ای سر رشته نداشته باشید، به برکت وجود شاعر بزرگ ایران زمین، حافظ، که نامش از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب جهان، زبانزد خاص و عام است، دل به تک تک واژه های ابیاتی خواهید داد که بر در و دیوار نقش بسته و گویی شما را به سرزمینی دیگر می برد. مشاعره ها را می شنوید در اینجا بازار شاعران و عرفا و هنرمندان داغِ داغ است و در هر گوشه ای می توانید گروهی از آنان را ببینید که در کنار هم قلب های شان را به شعر حافظ گره زده و بر زبان شان سخن عشق جاریست. هر یک بیتی می خواند و دیگری به رسم مشاعره، گوشه ای دیگر از غزلیات حافظ را به رخ می کشد تا عشق و احترامش را به این شاعر ابراز دارد. اصلا مگر می شود در کنار مقبره حافظ باشی و عاشق نشوی؟!… تفالی به دیوان حافظ می زنید بر سر مزار، وقتی فاتحه ای نثار روح این شاعر بزرگ می کنید، بی اختیار دست تان به دیوان حافظ می رود و تفالی به آن می زنید؛ شاید نه برای آنکه احوال آینده تان را بدانید بلکه تنها به خاطر آنکه در میان دنیای پر از معنویت و عرفان غزل ها غرق شوید و حالِ همین الان تان را خوب کنید. این حال خوب هدیه حافظ است به کسی که دل به اشعارش می سپارد و با جان و دل آنها را می خواند. از برنامه های فرهنگی و هنری لذت می برید گاهی هم از سر خوش شانسی به برنامه هایی بر می خورید که حافظیه میزبان آنهاست؛ برنامه هایی همچون کنسرت ها و نمایش ها و … که هر یک به گونه ای به فرهنگ این سرزمین پیوند خورده و دوستداران هنر را به اینجا می کشاند. پس چه بهتر که میزبانیِ آن را به این مکان زیبا بسپارند و حال و هوایی دیگر به آن ببخشند… دلبسته حافظ می شوید در میان محوطه که گام بردارید در هر قدم، با دیدن گل ها و درختان جانی تازه خواهید یافت. اینجا همه چیز دست در دست هم داده اند تا وقتی که از فضا خارج می شوید، با قلبی سرشار از آرامش حافظیه را ترک کنید و روح تان اسیر خاک گیرای آن شود. خاصیت حافظیه همین است که شما را دلبسته خود و حال و هوای شعرگونه اش کند…